ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
پيشگفتار 42
معجم البلدان ( فارسى )
شعار پخش شده است و « اصبهان و اخبارها » و جز آنها است . او « خصائص و موازنة » را در برترىهاى زبان فارسى بر عربى براى عضد الدولهء بويه نگاشت كه نسخهاش را جرجى زيدان نشان مىدهد ( تاريخ آداب اللغة العربية ج 2 ص 315 ) ( ولى با همهء كمكهاى دفتر دائرة المعارف بزرگ اسلام موفق به آوردن نسخه به تهران نشدهام . ن ك : زركلى 2 : 309 ) نديم ترجمهء ص 230 ، مجلهء مجمع علمى ج 25 : 616 . ياقوت بيش از 60 بار واژههاى معرّب را از وى نقل مىكند . حمصى : عبد الصمد م 342 پسر سعيد ، دادرس حمص بود . او را است « من نزل بحمص من الصحابة » كه ياقوت در 7 جا به عنوان « تاريخ حمص » از آن نقل مىكند . ن . ك چ ع 1 ص 787 و زركلى ج 4 ص 133 ، از سير النبلاء ، كشف الظنون . حميدى : بو عبد الله محمد ( 420 - 488 ) پسر نصر پسر حميد ، در اندلس زاده شد و در بغداد درگذشت . آثار او از منابع ياقوت در معجما و معجمد هر دو است . آگاهىهاى ياقوت از جغرافياى كشورهاى باخترى اسلام ، كه خود نديده است ، و در 23 جا از وى نقل مىكند . ن . ك چ ع 1 ص 60 فارسى ص 56 ، پانوشت 2 . حنيفه ( بو - ) : هر جا عبارت « بو حنيفة گويد : » دربارهء گياه شناسى باشد ، مقصود بوحنيفه دينورى ( م 282 ) است و هر جا كه فتواى فقهى باشد ، نعمان ثابت ( م 150 ) را خواسته است . حوقل ( ابن - ) : بو القاسم محمد ابن على بن حوقل از مردم كرد نصيبين م . پس از 367 در سدهء چهارم مىزيست . ن . ك مقدمهء ياقوت بر معجم البلدان ص 5 ، پانوشت 7 ، اين دانشمند تا آنجا ناسنّى بود كه مردم او را شيعى يا طرفدار ايشان مىدانستند . كتاب او « مسالك و ممالك و مفاوز و مهالك » در ليدن به سال 1873 م در 406 + 21 ص و كتاب « صورة الارض » او چاپ دوم در ليدن 1938 م در 536 ص به تحقيق كرامر پخش شده است . زندگينامهء او را زركلى ( در ج 6 : 344 ) به نقل از ارندونك C . Van Arendonk در دائرة المعارف اسلام 1 : 145 و در « جهانگردان اسلام در سدههاى ميانه » آورده است . ياقوت بيش از 24 جا از وى نقل مىكند . خارزنجى بستى : بستى نيشابورى ، احمد ( م 348 ) پسر محمد . كارهاى او از منابع لغت شناسى ياقوت است و 28 جا از وى و چند جا به نام صاحب تكمله ( چ ع 1 ص 556 : 6 و 3 : 386 : 23 ) از وى ياد مىكند . ( زركلى 1 : 200 ، از انباء الرواة 1 : 107 لباب 1 : 325 ) و ش ش 404 ) و ن . ك چ ع 1 ص 88 فارسى ص 84 ) ، پانوشت 3 . خاضبه ( ابن - ) : محمد م 489 پسر عبد الباقى . مردى ساده لوح بوده كه ياقوت از آوردن زندگينامهء او را در ( معجما 17 : 226 - 230 ) پوزش مىخواهد با اين همه ياقوت كتاب سيف عمر را به خامهء ابن خاضبه در دست داشته و 4 جا از آن نقل مىكند و چه بسا بخشى از دروغهاى سيف ساختهء اين مرد ابله باشد . ن . ك : شناسهء سيف عمر در همين كتابنامه و چ ع 2 : 15 : 14 ) . خالديان : دو برادر سعيد ( م 371 ) و محمد ( م 308 ) پسران هاشم ، كرد تبار ساكن خالديهء موصل . ياقوت در اين كتاب 22 جا از ايشان نقل دارد ش . ش 1208 ، از معجما 11 : 208 ، لباب 1 : 414 ، وافى بالوفيات 13 : 88 هدية العارفين 1 : 390 فهرست ذريعه ص 764